پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )

9

سقوط اصفهان ( فارسى )

و قوىتر و با جمعيت بيشتر و وسيع‌تر بوده است و اين خود عجيب و نهايت عجيب است كه يك چنين امپراطورى وسيعى يكشبه از هم بپاشد و زبون و بيچاره شود . بايد گفت دو راه يا دو تعبير بر اين واقعهء هول و عواقب آن بيشتر متصور نيست : يا بايد گفت آنچه شيخ بزرگوار نجم الدين كبرى در فتح خوارزم بدست مغول فرموده است كه : « باد بىنيازى خداوند است كه مىوزد » و مردم گنه‌كار و مستوجب عذاب به بلائى كه سزاوار آنند مبتلا مىشوند ، و يا بايد علل واقعى آن را طبق مدارك تاريخى جستجو كرد و بدست آورد . بر نويسندهء اين سطور انديشه‌اى دست داده است كه سقوطهاى پىدرپى بعدى و ضعف كلى روحى و اخلاقى عهد قاجارى و شكست‌هاى سياسى و نظامى و اقتصادى ايران در قبال تهاجم‌هاى لشگرى و استعمارى روس و انگليس و بالاتر از همه شكست مردم در اقتناص دانش و درك علوم و معارف ، همه و همه را علة اللعل ، حكومت مطلقهء فردى است و تا زمانى كه وجود داشته باشد ، معلول آنها كه همان شكست و درماندگى و بدبختى دهشت‌انگيز است ، وجود خواهد داشت . و البته در اين باره حقيقت مناط اعتبار است نه صورت . اين كتاب به همين دليل و براى تحقيق در همين مسائل و علل مفيد و سودمند است ؛ باشد كه خردمندان را تنّبهى حاصل شود و از آن پند برگيرند ! كه : إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا اصفهان - 20 ارديبهشت ماه 1370 محمد مهريار